برداشت و اقتباس از این وبلاگ با ذکر منبع و ماخذ آن مجاز می باشد

 

 

   خرداد, ماه دلهره ها و خاطره ها

 

خرداد 86 نیز از راه رسید همه ی ما از کوچک و بزرگ خرداد را ماه دلهره ها و خاطره ها می شناسیم

از دیر باز در چنین روزهائی پدران و مادران بیش از فرزندانشان در اضطراب و دلهره بسر می برندو این

اضطراب چنان عنان گسیخته می شود که دامنگیر فرزندان نیز می شود . در این روزها بازار نصیحت  و

پرخاش بالا میگیرد و هم در این روزهاست که فرزندان بیش از سایر مواقع به گفته های والدینشان و سایر

مربیانشان بی توجه می شوند . جوان یا نوجوان چنان غرق در رویاهای خود و باور های تازه شکل گرفته

ی خود می شود که تنها مسئله ای که برایش غیر باور است همانا صحبتهای نصیحت گونه ی دیگران 

است . حالا ما که از سنین خردادی گذشته ایم اگر به پشت سر خود برگردیم چه درس هائی برای چنین

روزهائی اندوخته ایم . چقدر توانسته ایم از آن روزها توشه برچینیم چقدر تجربه کسب کرده ایم تا در

جهت مدیریت خانواده از کسالت گذشته بکاهیم چقدر با بچه هایمان رابطه ی منطقی و دوستانه ای برقرار

کرده ایم ما چقدر امروز با توجه به پیشینه ی ذهنی خود می توانیم از دریچه ی دیدگاه آنان به پیرامون

خود بنگریم آیا باز مانند پدرانمان می پنداریم حقیقت همان است که من می اندیشم به عبارتی ساده تر

آیا وقت آن نرسیده که جز اندیشه ی خود به سایر اندیشه ها نیز مجال گفتمان بدهیم اصلا" هر دیدگاهی

که جز خود دیگران را نفی کند دیدگاه غلطی ست . بسیاری امروز از ارزش ها و ضد ارزش ها سخن

به میان می آورند براستی تعریف ما از ارزش و ضد ارزش چیست چند تعریف دیگر هم می توانیم به

آن بیافزائیم آیا دیگرانی را هم می شناسیم که تعاریف دیگری داشته باشند ارزش و ضد ارزش در بستر

جامعه است که نمود پیدا می کند اینکه ما هر آنچه را که درست می پنداریم دیگران نیز بایستی بپندارند

جز خود پرستی و نفی دیگران نیست حقیقت مقوله ی ثابت و یکنواختی نیست گاه به تعداد انسانها ی یک

جامعه راههای رسیدن به حقیقت وجود دارد تعدد اندیشه است که در طول تاریخ باعث رشد و شکوفائی

انسان و پیرامون آن گشته است من در این مجال نمی خواهم از دیدگاه جامعه شناختی این مقوله را

کالبد شکافی کنم اما آنچه این روزها در خانواده ها و جامعه مشاهده می کنیم بسیار غم انگیز و تاسف بار است ما در حال تفهیم فرهنگی هستیم که جامعه از خود نفی می کند اجرای بخشنامه ائی فرهنگ آن هم

به طریق سرکوب و فشار و تقابل فیزیکی نه کار صحیحی بوده و نه خواهد بود آنچنان که تجربه های

پیشین بر لجاجت جامعه تاکید می کند فرهنگ در بستر جامعه بدون اعمال فشار و در جریان پروسه ی

طولانی زاده میشود و چیزی خلق الساعه نیست هیچ دیدگاه و اندیشه ای با خشونت راه بجائی نبرده

است تمام ادیان و فرهنگ های مترقی با اندیشه ها و فرهنگ های پیش از خود تنها از طریق بستر

سازی و گفتمان و داد و ستد توانسته اند رابطه برقرار کنند و در این داد و ستد ها در طول مبارزه ائی

طولانی از طریق گفتمان با نمایاندن معایب و نواقص اندیشه ی ما قبل خود اندیشه و فرهنگ خود

خواسته را جایگزین کنند . اینکه ما مجراهای تنفس افراد و فرزندانمان را بصورت غیر فرهنگی

به دلیل تناقض با اندیشه هایمان ببندیم در حقیقت شروع به خود زنی و نافرمانی های بعدی و هنجار

گریزی آنان خواهیم بود در این باب خوب است تجربه های تاریخی را نادیده نگیریم.

 

                                                                      31/ 2/1386

                                                                      بهروز عرب زاده

                                                                         ب . وفا

 

/ 0 نظر / 3 بازدید