داستان ۵۵ کلمه

داستان 1

زن سرزده وارد اتاق شد

صدای نفسهای پی در پی مرد در اتاق خواب

علت مسافرت زن را بر ملا می کرد

چمدانش را گوشه ای گذاشت

تفنگ شکاری مرد را برداشت

جلو آینه توقف کرد

تفنگ را رو به آینه گرفت

فکری کرد

دستی به مو هایش کشید گونه هایش را سرخ کرد

و به خیابان زد

                                  ب. وفا

/ 0 نظر / 4 بازدید